تبلیغات
نیلوفرانه - ایرانی جماعت!!!
پیغام مدیر

من متولد شهریور ماه سال 1369 و ساکن شهر سده از توابع لنجان در استان اصفهان هستم ودر حال حاضر افتخار آشنایی با شما دوستان عزیز رو دارم.در مورد علاقه مندیهام باید بگم که به ورزشهای فوتبال و شنا علاقه مندم و در حال حاضر یه کونگ فو کار محسوب میشم.بیشتر اوقات فراغت خود را با وبلاگ نویسی و مطالعه پر میکنم .از دوستداران تیم های استقلال وچلسی و بارسا ومیلان هستم. از شما دوستان عزیز هم درخواست کمک می نمایم تا با راهنمایی ها و نظرات سازنده خویش مرا در امر وبلاگ نویسی یاری کنید. اوقات خوبی را برایتان آرزو میکنم و با گفتن وقت بخیر از خدمتتون مرخص میشم. .

امکانات وبلاگ

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

 

ساعت و تاریخ

فال حافظ
ترانه های قدیم
شعر نو
نظرسنجی
نظرتون در باره اس ام اس ها چیه؟





لوگو کده وبلاگ
لینك به ما


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی

آمار و اطلاعات
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

با سلام خدمت تمام دوستان عزیز و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همگی.بدون هیچ حرف اضافی شما رو به خوندن داستان زیر دعوت می کنم:

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا وسپس بلیط آمریکایی ها را گرفت و دوباره به توالت خودشان برگشت و مثل دفعه قبل بلیط را به مامور کنترل تحویل دادند.

بر گرفته از وبلاگ جوک سرا

ویرایش شده در یکشنبه 15 مهر 1386 و ساعت 10:10 ق.ظ

ارسال شده توسط مجید شریفی در تاریخ‌ یکشنبه 15 مهر 1386 - 10:10 ق.ظ | نظرات (- -)

چند مطلب اخیر آرشیو شده


Powered by : 2khali